fearful night
بده آن قوطی سرخاب مرا تا زنم رنگ به بی رنگی ی خویش بده آن روغن ، تا تازه کنم چهر پژمرده ز دلتنگی خویش بده آن عطر که مشکین سازم گیسوان را و بریزم بر دوش بده آن جامه ی تنگم که کسان تنگ گیرند مرا در آغوش بده آن تور که عریانی را در خمش جلوه دو چندان بخشم هوس انگیزی و آشوبگری به سر و سینه و پستان بخشم بده آن جام که سرمست شوم به سیه بختی خود خنده زنم روی این چهره ی ناشاد غمین چهره یی شاد و فریبنده زنم وای از آن همنفسی دیشب من چه روانکاه و توانفرسا بود لیک پرسید چو از من ، گفتم کس ندیدم که چنین زیبا بود وان دگر همسر چندین شب پیش او همان بود که بیمارم کرد آنچه پرداخت ، اگر صد می شد درد ، زان بیشتر آزارم کرد پر کس بی کسم و زین یاران غمگساری و هواخواهی نیست لاف دلجویی بسیار زنند لیک جز لحظه ی کوتاهی نیست نه مرا همسر و هم بالینی که کشد دست وفا بر سر من نه مرا کودکی و دلبندی که برد رنگ غم از خاطر من آه ، این کیست که در می کوبد ؟ همسر امشب من می اید وای ای غم ز دلم دست بکش کاین زمان شادی او می باید لب من ای لب نیرنگ فروش بر غمم پرده یی از راز بکش تا مرا چند درم بیش دهند خنده کن ، بوسه بزن ، ناز بکش شاید چون مطمئن نیستم جواب سلامم رو بدی خیلی وقته باهام قهری مگه نه؟ اینو از زندگی سوت و کور و بی هیجانم فهمیدم انقدر توی دنیا غرق شدم که یادم رفته یه وقتایی باید ناز نگاهت رو کشید . خیلی دلت ازم پره ،می دونم دیگه برات مثل همیشه نیستم ،دیشب وقتی سیاهی مهمون خونه شد، توی چشمای ماهت دیدم که گفتی ازم دلگیری ،ولی نفرینم نکردی فقط چشمات رو بستی نمی دونم چرا ؟ نکنه تو هم می خوای تصویری که ازم توی ذهنت مونده خط خطی نشه من و ببخش ،من هنوز کوچکتر از اونم که دنیا رو با تمام خوبی و بدیهاش توی ذهنم جا بدم من و ببخش اگه دیگه رو به آسمون صدات نمی کنم ،رک بگم از یاریت، از بودن همیشه ات توی لحظه هام نا امید شدم . فکر نکنی به بودنت شک کردم نه.... فقط منم از تو دلگیرم،اما چه فایده داره حرف بی جواب من و ببخش اگه متوقعم، اما بهم حق بده جز تو نخواستم گرمای وجود کسی وجودم رو بلرزونه ،اما تو ورق اول سرنوشتم رو با زمستون شروع کردی این رسمش نبود بامعرفت من و ببخش اگه دیگه برات آهنگهای عاشقونه نمی خونم، اگه دیگه دنبال یه کنج خلوت نمی گردم تا باهات خلوت کنم، ببخش اگه خیلی وقته قبل از خواب یادت رو پس می زنم ،منم زمینی شدم چون تو نخواستی توی آسمونت سیر کنم من و ببخش اگه دیگه روزی ۳ بار فقط برای تو سراغ چادرم نمی رم، ببخش اگه خیلی وقته سرم رو روی خاکت مهمون نکردم، ببخش اگه کتاب یادگاریت رو خیلی وقته که نخوندم، ببخش اما بدون من منتظر یه نشونه از طرفتم یه نشونه که دلگرمم کنه، یه نشونه که بهم ثابت کنه هنوزم سایه ی پنهونت بالای سرمه من و ببخش ، من خیلی خودخواهم ، من از جنس ابرهای تو لطیف نیستم ،خیلی وقته که از مهمونی تو برگشتم و لباس سپیدم پر از گرد و غبار شهر شده من و ببخش اگه دلتنگت می شم و به روی خودم نمیارم اگه سرت داد می زنم، اگه کافر کیش می شم اگه بوسه های یواشکیم رو خیلی وقته ازت دریغ کردم اگه دارم یاوه می گم فقط منو ببخش من و ببخش اگه هر روز ته دلم دعا می کنم زودتر مهمون ناخوندت بشم، اگه از خاکی های دنیات دلسرد شدم، اگه یواش یواش داره یادم می ره پشت سرم آب ریختی که بالاخره پیشت برگردم من و فراموش نکن ،برام نامه بنویس و پایینش رو امضا کن یا یه عکس از چهره ی قشنگت رو به ابرها سنجاق کن که وقتی سرم رو بالا می کنم از برق نگاهت جون بگیرم دفترچه ی زندگیم رو با یه پاک کن بزرگ پاک می کنم و اولش یه بسم الله الرحمن الرحیم می نویسم خیلی دیره برای شروع دوباره ؟ یه نشونه برام بفرست تا بدونم باهام آشتی کردی، من پشیمونم دلم برات تنگ شده، نمی خوای یخ بینمون رو بشکنی خدای من؟ ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطر بر من منگر تاب نگاه تو ندارم بر من منگر زانکه به جز تلخی اندوه در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم ای رفته ز دل ، راست بگو ! بهر چه امشب با خاطره ها آمدهای باز به سویم؟ گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواه من او نیم او مرده و من سایه ی اویم من او نیم آخر دل من سرد و سیاه است او در دل سودازده از عشق شرر داشت او در همه جا با همه کس در همه احوال سودای تو را ای بت بی مهر ! به سر داشت من او نیم این دیده ی من گنگ و خموش است در دیده ی او آن همه گفتار ، نهان بود وان عشق غم آلوده در آن نرگس شبرنگ مرموزتر از تیرگی ی شامگهان بود من او نیم آری ، لب من این لب بی رنگ دیری ست که با خنده یی از عشق تو نشکفت اما به لب او همه دم خنده ی جان بخش مهتاب صفت بر گل شبنم زده می خفت بر من منگر ، تاب نگاه تو ندارم آن کس که تو می خواهیش از من به خدا مرد او در تن من بود و ، ندانم که به ناگاه چون دید و چها کرد و کجا رفت و چرا مرد من گور ویم ، گور ویم ، بر تن گرمش افسردگی و سردی ی کافور نهادم او مرده و در سینه ی من ، این دل بی مهر سنگی ست که من بر سر آن گور نهادم ... سیمین بهبهانی "Real Love" برو اگه میخوای بری ،
از آنچه ميخواهي و از آنچه تصور ميکني ميخواهي
حتي از آنچه داري
تا نداري ، آرزوي داشتن
و وقتي داري، غصه داشتن
و وقتي از دست دادي، حسرت از دست دادن
.
.
.
زندگي توهمي است بي انتها
آرزوي داشتن آنچه که نميتواني داشته باشي
و زندگي با آرزوهايت
توهم در توهم
.
.
.
زندگي توهمي است بي انتها
و هر چه به انتهابي اين توهم بي انتها نزديکتر ميشوي
روشنتر ميبيني
که زندگي توهمي است بي انتها
.
.
.
زندگي توهمي است بي انتها
وتنها چيز با ارزش در اين توهم
احساسي است
که از لحظه هاي ناب با عشق بودن بجا ماند
نويسنده: فرشيد باقري
گر از قفس گریزم کجا روم، کجا من؟
کجا روم که راهی به گلشنی ندانم
که دیده برگشودم به کنج تنگنا من
نه بستهام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تختهپاره بر موج، رها، رها، رها من
ز من هر آنکه او دور ، چو دل به سینه نزدیک
به من هر آن که نزدیک، ازو جدا، جدا من!
نه چشم دل به سویی، نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من
ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زندهام چرا من؟
ستارهها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من
شاعر : سیمین بهبهانی
امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشه بامی که پریدیم ، پریدیم
رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدیم ، رمیدیم
کوی تو که باغ ارم و روضه خلد است
انگار که دیدیم ، ندیدیم ، ندیدیم
صد باغ بهار است و صلای گل و گلشن
گر میوه یک باغ نچیدیم ، نچیدیم
سر تا به قدم تیغ دعاییم و تو غافل
هان واقف دم باش رسیدیم ، رسیدیم
وحشی" سبب دوری و این قسم سخن ها"
آن نیست که ما هم نشنیدیم ، شنیدیم
Girl, girl I'm goin' outta my mind
And even though I don't really know you
I must've been runnin' outta time
I'm waiting for the moment I can show you
And baby girl I want you to know
I'm watching you go
I'm watching you pass me by
It's real love that you don't know about
Baby I was there all along
When you'd be doing things I would watch you
I picture you and me all alone
I'm wishing you was someone I can talk to
I gotta get you out of my head
But baby girl I gotta see you once again, again
It's real love that you don't know about
Girl, girl I'm goin' outta my mind
And even though I don't really know you
I must've been runnin' outta time
I'm waiting for the moment I can show you
And baby girl I want you to know
I"m watching you go
I'm watching you pass me by
It's real love that you don't know about
Every night when I would go to sleep
I couldn't stop dreaming about you
Your love has got me feeling kinda weak
I really can't see me without you
And now you're runnin' round in my head
I'm never gonna let you slip away again
It's real love that you don't know about
Every now and then when I watch you
I wish that I could tell you that I want you
If I could have the chance to talk wit cha
If I could have the chance to walk wit cha
Then I would stop holding it in
And never have to go through this again, again
It's real love that you don't know about
Girl, girl I'm goin' outta my mind
And even though I don't really know you
I must've been runnin' outta time
I'm waiting for the moment I can show you
And baby girl I want you to know
I"m watching you go
I'm watching you pass me by
It's real love that you don't know about
Today when I saw you alone
I knew I had to come up and approach you
Cuz girl I really gotta let you know
All about the things you made me go through
And now she lookin' at me in the eye
And now you got me hopin' I ain't dreamin' again,
Again
It's real love that you don't know about
Every now and then when I watch you
I wish that I could tell you that I want you
If I could have the chance to talk wit cha
If I could have the chance to walk wit cha
Then I would stop holding it in
And never have to go through this again, again
It's real love that you don't know about
Girl, girl I'm goin' outta my mind
And even though I don't really know you
I must've been runnin' outta time
I'm waiting for the moment I can show you
And baby girl I want you to know
I"m watching you go
I'm watching you pass me by
It's real love that you don't know about
You're the one that I want and no one can take
It from me
No, no, no, no, no
Even though I don't really know you
I got a lot of love I wanna show you
And you'd be right there in front of me
I can see you passin' in front of me
No, no, no
Girl I need your love
Baby I need your love
دلت نسوزه واسه من !!
اینجوری که کلافه ای
بد تره خب ، دل رو بکن !!
بکن دل و از این همه خاطره های روی آب
فک کن ندیدی ما همو حتی یه بارم توی خواب
راحت برو یه قطره هم گریه نداره چشم من !!
اشکاشو پشت پای تو ، میخواد بریزه دل بکن ..
من که نمی میرم ،اگه بخوای تو از اینجا بری
چون میدونستم که تو از اول راه مســـافری !!
شاید نفهمیدی که من بی اونکه تو چیزی بگی
سپردمت دست خــدا ، که بی خدافظی نری
غصه ی راهمو نخور ، شاید همینجا بمونم
شاید به مقصد رسیدم خودم فقط نمیدونم
راحت برو یه قطره هم گریه نداره چشم من
اشکاشو پشت پای تو ، میخواد بریزه دلو بکن
شاید نفهمیدی که من بی اونکه تو چیزی بگی
سپردمت دست خــدا ، که بی خدافظی نری
غصه ی راهمو نخور ، شاید همینجا بمونم
شاید به مقصد رسیدم خودم فقط نمیدونم
پندهای عقل دور اندیش
را
من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است
می روم شاید
فراموشت کنم
با فراموشی هم آغوشت کنم
می روم از رفتنم دل شاد باش
از عذاب
دیدنم آزاد باش
گرچه تو تنهاتراز ما می روی
آرزو دارم ولی عاشق
شوی


